پایگاه خبری تحلیلی صبح تهران | sobheterhan.com

شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ - 2020 August 08
كدخبر: ۱۰۴۱۳۵
تاريخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۳۹۸ - ۱۱:۲۹
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
محمود سریع القلم
چه تفاوتی میان استبدادِ خاورمیانه‌ای و استبدادِ چینی وجود دارد؟ در استبدادِ تاریخی چینی، ضمن اینکه پادشاه در راسِ هرم قدرت قرار داشت، ولی طیفی از اقشارِ اجتماعی و اقتصادی، حق فعالیت داشته و از مصونیتِ نسبی برخوردار بودند. پادشاه و مجموعه‌های دیگر تا اندازۀ قابل توجهی به توزیع امکانات و تا حدی نیزبه باز بودن فضاهای اقتصادی و مدنی در میان مردم قائل بودند. در مقابل، استبداد تاریخی خاورمیانه بر محورِ شخص پادشاه و یا در دوره‌های اخیر بر محور یک فرد نظامی مانند مبارک یا صدام استوار بوده است. صدها هزار نفر به کار گرفته می‌شوند تا مبارک چندین دهه بر مصدرِ قدرت بماند. عامۀ مردم در دایره‌ای مرکب از فقر و محرومیت‌های انباشته، عقده‌های بی‌شمار و سرکوبِ خواسته‌های طبیعی انسانی، به دور خود می‌چرخند.

اگر حکومت فعلی چین دموکراتیک نیست اما در ارائه خدمات و قدردانی از جامعه خود کوتاهی نمی‌کند. به عنوان مثال ۲۲۰۰۰ کیلومتر خطوط ریل آهن و سیستمی با سرعت بالا را طراحی کرده (۲۵۰-۳۵۰ کیلومتر در ساعت) که ۱۸۰۰ کیلومتر را در ۷ ساعت طی می کند که قرار است تا سال ۲۰۲۵ این خطوط در چین به ۳۸۰۰۰ کیلومترافزایش یابد. فرودگاه جدید بی‌جینگ که ساخت آن در سال ۲۰۱۴ آغاز شد، امسال آماده بهره برداری است. این فرودگاه بزرگترین فرودگاه جهان با ظرفیت صد میلیون مسافر در سال و دارای ۷۸ گیت خواهد بود. در جشن‌های اخیر ۷۰ سالگی جمهوری خلق چین، از همه رهبران فوت شده و زنده تجلیل شد.

تجربۀ چین، کرۀ ‌جنوبی و ویتنام، عموم دانشمندانِ اقتصاد سیاسی را به این نتیجه گیری متمایل کرده است که شرطِ لازم برای رشد و توسعه اقتصادی، دموکراسی نیست، بلکه سیاست‌ِ توزیع امکانات و ایجاد یک ساختار کلان برای تحققِ استعداد‌های فردی و جلوگیری از انباشته شدن عقده‌ها است. اکثریتِ مطلقِ انسان‌ها می‌خواهند خوب زندگی کنند. اگر فرصتِ کار و فعالیت در سایۀ ثبات وجود داشته باشد، عموم مردم همانند چینی‌ها، ویتنامی‌ها، و به درجۀ به مراتب بالاتری کرۀ جنوبی‌ها، از دولت و حاکمیت خود پشتیبانی خواهند کرد.

وقتی امکانات، عادلانه توزیع نشود و فرصت‌هایِ همسان برای عموم شهروندان وجود نداشته باشد، از نتایجِ طبیعی آن بی ثباتی‌های اجتماعی و سیاسی خواهد بود. اگر قرار باشد شهروندی در ویتنام وام بگیرد تا کار اقتصادی کند، این فرصت برای همه وجود دارد و نه صرفا برای عده‌ای خاص در مدارهای خاص. آسیایی‌ها با فراهم آوردن فرصت‌های برابر کوشش کرده اند تا مانع ایجادِ عقده و حس محرومیت و نبودن فرصت در زندگی شوند. فقدان ثبات سیاسی باعث می‌شود تا در ذهن شهروند این نکته شکل گیرد که باید در حداقلِ زمان به حداکثر استفاده و سود رسید. نرخِ تورم سالانه آلمان، در بیست و پنج سال گذشته بین یک تا سه درصد در نوسان بوده است. دریک ساختار با ثبات، پی آمد‌های روانی و سالم‌سازی روحی-روانی و نگاه بلند مدت به زندگی، خارق‌العاده است. بخشی از علمِ اقتصاد به بررسی‌ها و محاسبات روان شناختی شهروندان از روند‌هایِ اجتماعی سیاسی برمی‌گردد. ۴۹ سال پیش، تِد رابرت گِر، در کتابی تحتِ عنوانِ "چرا انسان ها عصیان می کنند؟" نوشت، ریشۀ خشونت و عصیان، در به ‌ستوه آمدگی ،محرومیت و تجمیع عقده‌ها است.

فیلمِ اخیر "متری شش و نیم" هم به نظر می‌رسد که همین نکته را به ذهن متبادر می‌کند. عقده‌های جمع شده از دوران کودکی و نوجوانی در شرایطی که جامعه دچار تورم، فساد و بی ثباتی است، افراد را به سوی دزدی، تقلب، جعل، اختلاس و دروغ سوق می‌دهد. انسان‌ها دروغ‌گو و اختلاس‌گر به دنیا نمی‌آیند. بلکه ساختارها، عاملِ اصلی بروزچنین خصلت‌هایی هستند. برای مثال، چرا برخی ازاشخاص از هر ۱۰ جمله که می گویند، ۱۱ تای آن یا دروغ است یا تحریف شده، یا وارونه است و یا ۹۰ درصد از حقیقت آن حذف شده؟ چون در کودکی و نوجوانی در محرومیت بوده و حالا می‌خواهند دراندک زمان همه را جبران کنند. در کنار محرومیت، فضای بی ثبات و غیرقابل پیش بینی بودن آینده و از دید او فرصت کم، باعث می‌شود که این فرد از هر روش و ترفندی برای رسیدن به پول و مقام استفاده کند. باید ذهن اطرافیان را گمراه کرد، همه اطلاعات را به آن‌ها نداد و به منابع پول و اعتبار نزدیک شد. در کنار همه این موارد، ظاهر را نیز باید درست کرد. حرف‌های اخلاقی بسیاری مطرح کرد تا ذهنیتی خاص ساخته شود. این روش حداقل برای مدتی کارساز بوده و این فضا از قدیم کاربرد داشته است. استبداد تاریخی در منطقه خاورمیانه از ثباتِ قابل توجهی برخوردار بوده است. خواسته های فرد سرکوب شده و نیازهای انسانی و واقعی اولیۀ او بی جواب مانده و نسبت به تبعیض، خشم خفته‌ای دارد. خیابان‌های عراق و مصراین فضای روانی را به ذهن مشاهده‌گر متبادر می‌کنند. وقتی مردم کویت می بینند که رابطۀ میان دینار کویتی و شاخص‌های ارزی دیگر در ۶۰ سال گذشته تغییر نکرده، در کشور برای عموم اقشار فرصت‌های فراوان برای کار و تحصیل و فعالیت وجود دارد و می‌توانند به راحتی به حدود ۱۵۰ کشور دنیا سفر کنند، لزومی ندارد نگران آینده باشند، عقده‌‌ای بار بیایند، محرومیت تحمل کنند، عصبانی شوند و شیشه بشکنند زیرا به تعبیرآبراهام مازلو دو نیاز اولیۀ اقتصادی وامنیت اجتماعی آن‌ها تامین شده است. اکثریتِ مطلقِ مردم صرفاً خواهان ثبات اقتصادی و اجتماعی هستند.

طرح مدرنیزاسیون ایران فقط در ذهن یک نفر یعنی محمدرضا شاه، طراحی و اجرا می‌شد. افزایش شهرنشینی همزمان با توجه به زندگی محروم روستایی و حاشیه نشینان شهری پیش نرفت. در کنارخرید جنگنده‌های F-14، ۵۵ درصد زنان، سواد خواندن و نوشتن نداشتند. از یک طرف، محرومیتِ اقتصادی در بخش‌های قابل توجهی از روستاها و حاشیه شهرها وجود داشت و از طرف دیگر، افراد بسیاری که تحصیلات داشتند، در فرآیند های تصمیم سازی فرصت مشارکت پیدا نکردند.

اگر چه پهلوی کارهای مفیدی برای ساختار عمرانی انجام داد، ولی فراگیر نبود و عامۀ مردم را در بر نگرفت. هواپیماهای باربری نظامی، ۱۲۰ بار میان فرودگاه Bourget در نزدیکی پاریس و شیراز را طی کردند تا در۴ روز ناهار و شام مهمانان جشن‌های ۲۵۰۰ ساله تدارک دیده شود. همزمان بخش‌های فقیر، محروم و حاشیه نشین، شاهد این زرق و برق بودند و به تدریج در روح و روان و ذهن آن‌ها، خشم، عصبانیت و عصیانگری شکل گرفت. این سیاستِ رشد و توسعۀ ناموزون، منجربه تحولاتِ دهه‌های بعدی گردید.

استبداد و تمرکز سیاسی خاورمیانه‌ای همراه با انحصارِ اقتصادی و مدنی است در حالیکه استبداد و تمرکز سیاسی آسیایی با راهبرد توزیع اقتصادی و سیستمی نسبتاً بازِ مدنی است که حتی مشروعیت یابی (Legitimation) را به ارمغان می آورد. در خاورمیانه، مثلث انحصار سیاست، اقتصاد و فرهنگ یک پیامد بسیار تعیین کننده در تداوم انحطاط، پوسیدگی، زنگ زدگی، انعطاف ناپذیری و سخت شدن (Calcification) دارد و آن، تقریباً تعطیلی اصل "رقابت" در عموم عرصه هاست. در آسیا گرچه در سیاست امکان رقابت نیست اما در تولید و فعالیت‌های اقتصادی و تجاری، رقابتِ چشمگیری نه تنها در داخل بلکه در صحنۀ بین المللی وجود دارد.

دو شرکت Siemens و Huawei را در نظر بگیر